دل نوشته های من
همه چیز از همه جا
دیگه خسته شدم از غم و غصه از گریه های یواشکی از همه ی این آشغال هایی که نوشتم می خوام برم تو یه فاز جدید بهش میگن فاز بی خیالی آره بی خیال اون روزا بی خیال غم بیا بخند و خوش باش میخوام بخندم به اون تیکه سنگی که می پرسستیدمش به اون اقیانوس آرامی که از چشم هام فرو می ریخت آره می خندم دیوانه وار تا کسی سر از غمم در نیاره! (اما کاش یکی بفهمه که خنده ام از گریه هام تلخ تره!)
نظرات شما عزیزان:
...
...
سلام فرناز جان چه طوری؟؟؟ امیدوارم حالت خوب باشه. مطالبتو خوندم خییییییلیییییی احساسی بود. اشکمو در آوردی...از دست این عاشق نماها. مارو هم فراموش نکنی ازیزم؟؟؟
تاريخ یک شنبه 3 دی 1391
سـاعت
21:24 نويسنده farnaz
яima |